Monday, May 23, 2005

تاتر حماسه انتخابات در چهار پرده

پرده اول:
برنامه شل کن و سفت کن جمهوری اسلامی در جهت رونق بخشيدن به انتخابات رياست جمهوری با اعلام ليست کانديداهای تاييد شده و شهيد کردن معين در همين راستا آغاز می‌‌شود.
طبق معمول خون در رگهای امت شهید پرور به خروش می‌آید.
دوستان گير کرده در گود، ناامید از لنگ کفش کهنه در بیابان، يکی پس از ديگری انتخابات را تحريم می‌کنند.
پرده دوم:
آقای رئيس مجلس وافور را موقتن کنار منقل می‌گذارد، قلم و دوات را برمی‌دارد و نامه‌ای به آقا می‌نويسد.
آقا انگار که بی‌صبرانه منتظر نامه رئيس مجلس است، بلافاصله نامه‌ای به شورای نگهبان می‌نويسد و دستور ميدهد که شهيد را زنده نگه دارند.
پرده سوم:
خاتمی که مدت‌هاست چیزی را نمالیده، میفرماید: "با تدبير بجاي رهبری از اشتباهي كه مي‌توانست منشاء خسارت كشور و نظام شود جلوگيری شد."
شورای نگهبان با اکراه پس از خطبه سوم، با اجازه بزرگترهای خانواده، بله را می‌گويد.
پرده چهارم:
دکتر معین، شهید زنده، لنگه کفش کهنه سابق، با ساز و دهل دوباره وارد صحنه می‌شود. جبهه مشارکت ضمن تشکر از رهبر هوشمند، پيروزی پيشاپيش حق بر باطل را اعلام می‌کند.
دوستان گير کرده در گود، پس از نوشيدن چند ليوان آب زرشک و پائين آمدن فشار خون‌شان، دوباره بر طبل انتخابات می‌کوبند.
بادابادا مبارک بادا انشاالله مبارک بادا.
آقا خوبه، آقا نازه، آقای خوشگل من.

در همين رابطه:
عبدالقادر بلوچ
خوابگرد
ف.م.سخن
نيک آهنگ کوثر
هادي خرسندي

1

Anonymous آرش

منم این قضیه رو (یعنی آقای زید آبادی) پیشبینی کرده بودم خوشحال میشم سری به وبلاگم بزنید

23 May, 2005 14:01  

Post a Comment

>>