Thursday, March 30, 2006 |
بيانيه در محکوميتِ کمکِ دولت آمريکا
اقدام دولت آمريکا برای اختصاص 85 ميليون دلار بودجه جهتِ کمک به نيروهای مخالف رژيمِ جمهوری اسلامي، امضا کنندگان اين بيانيه را ملزم به اعلام موضع روشن در باره آن ميسازد.
1ـ اپوزيسيون مستقل ايران دريافتِ هر گونه کمک (اعم از مالی و غير مالی) از ايالات متحده و ديگر دولتهای خارجی را عملی مذموم و از نظر اخلاق سياسی مطرود ميداند، آن را محکوم و توهينی آشکار به مردم ارزيابی ميکند. 2 ـ اپوزيسيون مستقل ايران همواره، چه در دورانِ ديکتاتوری پهلوی ـ که از حمايت آشکار و مستقيم ايالات متحدهی آمريکا برخوردار بود ـ و چه از نخستين روزهای حاکميت رژيم استبدادِ مذهبی جمهوری اسلامي، بدون هيچ چشمداشت به کمک مالی از قدرت های ذينفع خارجی به مبارزه پرداخته است و تا پيدايشِ ايرانی آزاد، مستقل و دمکراتيک از پای نخواهد نشست. 3 ـ اهداف سوداگرانی که همواره در هر مقطع مهم تاريخِ ايران از استبداد پشتيبانی کردهاند و در سرکوب جنبش های ملّی و ترقيخواهانه دخالت مستقيم و آشکار يا غير مستقيم و پنهان داشته اند از اختصاص چنين کمک هائی روشن است. مردم ايران هنوز از ياد نبردهاند که دولت آمريکا دستاوردهای تلاشهايشان برای دستيابی به آزادی و استقلال را با کودتای ننگين 28 مرداد عليه دولت ملّی دکتر مصدق پايمال کرد و کشور را به محاقِ ديکتاتوری پهلوی فرو کِشاند. 4 ـ آزاديخواهانِ ايرانی نيازی به کمکِ سوداگرانِ نفت و خون ندارند. هدف اينان اسارت و چپاول مردم است.چشم دوختن به کمک خارجی نشانهی وابستگی است. سرنوشتِ غم انگيز مبارزاتِ مردم افغانستان و عراق برای رهايی از ديکتاتوری برای همگان درس روشنی از عواقب چنين دخالتهايی به شمار ميرود. تنها با برچيده شدنِ نظام جمهوری اسلامی است که شرايط واقعی آزادي، استقلال و عدالت اجتماعی در ايران برقرار ميشود. سرنوشتِ کشور تنها به دست مردم تعيين خواهد شد. 29 اسفند 1384 برای امضا متن فوق (به زبان انگليسی)، خواهشمنديم به نشانی اينترنتی زير مراجعه بفرماييد. http://www.petitiononline.com/NoUSAID/petition.html منبع: سايت روشنگری |
Wednesday, March 29, 2006 |
جاکش ها
در میان ما جا سازی می کنند
" جاسوس " در میان ما جاکش ها جا به جا جاسازی می کنند. غیر قانونی نیست " نوستالژی " به یاد روزهای عرق خوری در " مرمر" " کافه نادری " " ریویرا" ی قوام السلطنه خاطرات مدرسه دانشگاه کارخانه روزنامه همکلاسی همکار روی یک نیمکت در یک اداره دور یک میز گرد یک منقل در یک زمین ورزش جاکش ها نبوده ها را عکاسی می کنند نمی شناسی ندیده ای بوده ای اما در پسِِِِ ِ پشت ِ خاطره ی قماربازی کلاشی پشت هم اندازی نمی شناسی نمی شناسی اشان کافه هایی که تو بیاد نمی آوری گیلاس هایی که هرگز بالا نبرده ای همکلاسی هایی که هرگز ندیده ای مثل ما، با ما می گویند " کار" مثل ما، با ما می گویند " تضاد" مثل ما ، با ما می گویند " کارگر" می گویند " کارخانه " " کار فرما" مثل ما . مشت هایشان را گره می کنند و می گویند همه ی آن چیز هایی را که ما می گوییم دست مان را می فشارند ـ محکم ـ " رفیق " و همراه ما سرود می خوانند " تنها ما توده ی جهانیم.............. ". می گویند " ما " و از ما نیستند جاکش ها همه چیز را در میان ما جاسازی کرده اند " روزنامه نگار " " طنز پرداز" " مقاله نویس " " نویسنده " " شاعر" " آواز خوان" " هنرپیشه " " کارگردان" " نقاش " " قهرمان " از همه رقم جنس شان جور است کم نمی آورند! جاکش ها همه چیز را در میان ما جاسازی کرده اند. مینا اسدی آپریل دوهزار و چهار- استکهلم http://www.minaassadi.com |
Monday, March 27, 2006 |
انقلابیهای قلابی![]() به تصميم دولت احمدی نژاد مدارس از ساعت ۷ و ادارات و سازمان های دولتی از ساعت هفت و نيم صبح بايد كار خود را شروع كنند. هفته پيش هم دولت ايران تصويب کرد که از اين به بعد تغيير ساعت در تابستان و زمستان انجام نخواهد شد. اين حرکات رژيم اسلامی مرا به ياد فيلم "انقلابی قلابی" ساخته وودی آلن میاندازد. در اين فيلم رهبر انقلاب دستور میدهد که تمام مردم کشور بايستی هر روز شورت خود را عوض کنند و برای آنکه اين دستور قابل کنترل باشد بايستی همه شورت خود را روی لباس بپوشند. |
Sunday, March 26, 2006 |
"Inside Man"![]() "Inside Man" Directed by: Spike Lee یک سرقت بانک حساب شده با نقشه ای بسیار دقیق که در حقیقت سرقت بانک نیست. یک دزد خشن و خونسرد که در واقعیت تبهکار نیست. یک مشاور اقتصادی بازار بورس که نقشی دیگر بر عهده دارد. یک صاحب بانک که ریشه در مکان های دیگر دارد. در این فیلم هیچ چیز آنی نیست که به نظر می آید. صرف نظر از پایان هالیوودی، فیلمی که ارزش دو ساعت نشستن در سینما را دارد. |
Friday, March 24, 2006 |
Thursday, March 23, 2006 |
پيروزی دمکراسی![]() برای نخستين بار در ترکيه کانال های خصوصی راديو و تلويزيون به زبان کردی شروع به کار می کنند. اين حرکت دولت متحجر ترکیه اگرچه در زير فشار بازار مشترک اروپا انجام گرفته ، اما بهرحال قدمی در جهت مثبت و يپروزی برای جبهه دمکراسی در دنيا محسوب میشود. اين پيروزی جديد را به تمام آزادگان دنيا و دوستان خوب کرد تبريک میگويم. |
Sunday, March 19, 2006 |
Saturday, March 18, 2006 |
از گنجی تا گنجی![]() ![]() تبریک صمیمانه به خانواده اش و تمام آزادگان دنیا. پس نوشت: با نظر نیک آهنگ کاملن موافقم: "اميدوار است اطرافيان با توجه به سختی بسياری که گنجی کشيده از او نخواهند تا مدتی وارد دعواهای سياسی شود. او حق مطلب را ادا کرده و از اين بيشتر چه میتوان از او خواست." امیدوارم که مگسان دور شیرینی، مدتی دست از سر این انسان رنج کشیده و خانواده زجر کشیده اش بردارند. |
Thursday, March 16, 2006 |
بادا بادا مبارک بادا![]() سخن گوی کاخ سفید تایید کرد که به سفیر خود در عراق اختیار داده است که با نماینده ایران در مورد حل مسئله عراق مذاکره کند. بعد از قرار داد الجزایر در زمان گروگانگیری در سفارت آمریکا که طبق آن آزادی گروگانها ،جهت تضعیف کارتر و کمک به ریگان در انتخابات، به بعد از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا موکول شد، این اولین ملاقات "رسمی" نمایندگان ایران و آمریکا بعد از انقلاب است. دوستان جریان بسیار جالب شده است، گوش به زنگ باشید. |
Friday, March 10, 2006 |
از کرامات شيخ ما![]() سرکار خانم شيرين عبادی برنده جايزه اسکار شجاعت فرمودهاند: "خشونت نيروي انتظامي فاقد مجوز قانوني است." عجبا که بعضی هنوز اميدوارند اين امامزاده شفا بدهد. آخه خواهر در کشوری که حکومتش مجوز قانونی ندارد نيروی انتظامیاش نبايد غير از اين باشد. |
Thursday, March 09, 2006 |
شکر خوردنهای اساسی
من معمولن به جزئيات اعمال دستاندرکاران جمهوری اسلامی خورده نمیگيرم چرا که معتقدم کاری بيهوده است، خانه از پای بست ويران است. اما بعضی از شکرخوردنهای اين جانيان, خون انسان را به جوش میآورد.
یکی از فاطمه ارههای مجلس اسلامی گفتهاست: "زنان جهان و از جمله ايران از خانم رايس به عنوان يک سياستمدار زن انتظار دارند که تصميم گيری ها را در جهت صلح و نه به سوی جنگ و بدبينی هدايت کند." به اين خانم بايد گفت: "هرکی ميگه پنير، تو برو بمير" آخه آدم پررو, تو برای رژيمی کار ميکنی که حتا تحمل جمع شدن چند زن و دختر در پارکی را ندارد و آنها را با چماق نوازش اسلامی ميدهد، صدها انسان بيگناه را در زندانها در بدترين شرايط و زير شکنجههای طاقت فرسا نگه داشته است، آدم ها را در خيابان میرباید و در اماکن نامعلوم به قتل ميرساند، به خانه مردم ميريزد و سر آنها را گوش تا گوش میبرد و هزاران جنايت ديگر که ليست آنها حتا در جيب گشاد آخوندها جا نمیشود. |
Tuesday, March 07, 2006 |
Monday, March 06, 2006 |
اسکار![]() مراسم اهدای اسکار امسال هم به میمنت و مبارکی تمام شد. آکادمی فيلم که برندگان جوايز اسکار را تايين میکند سعی کرده بود که امسال همه را راضی نگه دارد. يه چشمک به ليبرالهای چپ هاليوود زد (جرج کلونی بهترين هنرپيشه مرد نقش دوم) يه لبخند به اقليت همجنسگرای آمريکا تحويل داد (انج لی بهترين کارگردانی) و يه دستی برای سفيد پوستان مرتجع ايالتهای مرکزی آمريکا تکان داد (ريس ويترسيون بهترين هنرپيشه زن نقش اول). بعنوان بهترين فيلم سال ۲۰۰۵ فيلم تصادف انتخاب شد که به مشکل تبعيض نژادی و جنايت در آمريکا میپردازد. اين انتخاب نه تنها برای بسياری از مفسران فيلم بلکه حتا برای سازندگان فيلم تصادف باعث حيرت شد. |
Friday, March 03, 2006 |
دسته گلهای حاجآقا حسين![]() نیکآهنگ کوثر در یادداشت خدمات اکتیویست به مخالفان آزادی وبلاگ نویسی مینویسد: "(درخشان) یا میداند دارد چه میکند و فقط نفع خودش را از این ماجرا میجوید، یا نمیداند و با رفتارهای نامعقول و کارهای عجیب وغریبش بچههای بلاگر داخلی را دچار اتهامهایی بیاساس خواهد کرد." و سوال میکند: "آیا حسین اینها را میفهمد؟" بنظر من از دو حال خارج نيست يا اين شخص نمیفهمد و از روی نافهمی، خود و ديگران را به خطر میاندازد و يا میفهمد و کاملن آگاهانه اين حرکات را انجام میدهد. اگر نمیفهمد پس همان ديوانهايست که سنگی را در چاه میاندازد و لازم است که ديگران به اين مسئله واقف شوند، اينقدر سنگ "پدرخوانده وبلاگ فارسی" را به سينه نزنند و با قرنطینه کردن اين نقطه ضعف، صدمات بيش از اين را پيش گيری کنند. اگر میفهمد و آگاهانه دست به اين اعمال میزند پس باز از دو حال خارج نيست، يا معتقد است که عمر اين رژيم بسر آمده و میتواند سرمشقی برای ديگران باشد و سقوط اين رژيم را شدت دهد و يا از طرف رژيم مامور است که با این حرکات زمينه را برای سرکوب و خفقان هرچه بيشتر مردم آماده سازد (فرمول کنفرانس برلن). در حالت اول نشان میدهد که درک درستی از اوضاع سياسی جاری ندارد و لازم است که با همان روش قرنطينه با او برخورد شود. و اما اگر حالت دوم صادق باشد که تکليف همه کاملن روشن است، بايستی از او فاصله گرفت و طبل رسوائيش را در کوچه و خيابان زد و به هر دو طرف قضيه (آمريکا و ايران) نشان داد که اين سناريوهای تکراری ديگر تماشاچی ندارد. |
Wednesday, March 01, 2006 |
خبرهای بسيار مهم
خوب دوستان در اين مدتی که ما نبوديم، يعنی بوديم ولی دل و دماغ نوشتن نداشتيم، اتفاقات خيلی مهمی پيش آمده بود که خيلی مهم بودند.
اول از همه مهمات مسافرت تمام رسمی حاج آقا حسين حودر مآب به سرزمين مقدس اسرائيل بود که انعکاس خبریاش جنگ در عراق را تحتالشعاع خود قرار داد. حاج آقا حسين در اين سفر با آدمهای خيلی مهمی ملاقات کرد و حرفهای خيلی مهمی با آنها مطرح کرد و در جاهای خيلی مهمی سخنرانیهای خيلی مهمی اجرا کرد و عکسها و فيلمهای خيلی مهمی از مکانهای خيلی مهمی گرفت. اما بنظر میآيد که مهمترين نتيجه اين مسافرت مهم بستن يک قرارداد خيلی مهم با راديو فردا جهت اجرای کلاسهای آشنائی با اينترنت برای راديو فردا و ايظن بهرهمندی ناچيزی از آن بودجه هفتادو پنج میليون دلاری براندازی بود. نوش جان. ![]() دومین خبر مهم کاریکاتورهای دانمارکی بودند و آیات اعظام و حجج السلام که بالاخره سه ماه بعد از چاپ این کاریکاتورها در یک روزنامه محلی در یکی از شهرستانهای دانمارک دوزاریشان افتاد که چه نشستهاید که اسلام عزیز و حیثیت پیغمبر در خطر است و لات و پوتها و جرخرهای استخدامی را که همیشه سرشان برای شلوغ بازی درد میکند به خیابان فرستادند مقداری خرابی به بار آوردند و "توحش مسلمانان" را به مردم اروپا ثابت کردند. ![]() و اما بی اهميت ترين خبر اين مدت جريان فعاليتهای شل کن و سفت کن هستهای ايران بود و تهديد ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت سازمان ملل و پيچاندن و ماليدن ايران در لای نمد و استفاده روسيه که در اين ميان آب از دهانش جاری شده و با شادی دستهايش را به هم میمالد و رژيم ايران که بنظر میآيد هوا را پس ديده و وخامت اوضاع را متوجه شده و طبق معمول وقتکشی میکند و به انفجار گنبد طلا اعتراض میکند و تعطيلات ملی را از تقويم حذف میکند و روزنامه نگاران بيست ساله (يا بيست و يک ساله) را کتک میزند و فروش ماهی قرمز را ممنوع میکند. ![]() |